ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1108

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

و سيم نيز چنين است كه به هر معدنى داخل گردد آن را بيكى از دو فلز مزبور ( زر و سيم ) تغيير ميدهد و به صورت زر و سيم مبدل ميسازد . چنين است خلاصهء پندار ايشان . و چنان كه مىبينيم اين گروه از اين رو در اين كار بممارست دائمى ميپردازند كه روزى و معاش خود را از آن بجويند احكام و قواعد آن را از كتب پيشوايان گذشتهء اين صناعت نقل ميكنند و در ميان خود معمول ميدارند و در فهم معماها و لغزهاى آنها به بحث و انديشه ميپردازند و بكشف اسرار آنها همت ميگمارند زيرا بيشتر تأليفات آنها شبيه چيستان و معماست مانند تأليفات جابر بن حيان در رسايل هفتادگانه‌اش و نوشته‌هاى مسلمهء مجريطى در كتاب رتبة الحكيم و آثار طغرائى و قصايد مغيربى كه در منتهاى استحكام سروده شده است . و امثال اينها - و پس از همهء اينها هيچ سودى از صناعت مزبور عايد آنان نميشود چنان كه روزى من با شيخمان ابو البركات بلفيقى سرور مشايخ اندلس در اين باره گفتگو كردم و يكى از تأليفات كيميا را به وى دادم او مدتى آن را مورد تفحص و كنجكاوى قرار داد و سپس آن را به من مسترد داشت و گفت : من ضمانت ميكنم كه « خوانندهء اين كتاب » جز با نوميدى بخانهء خود باز نگردد . سپس بايد دانست كه گروهى از اين كيمياگران تنها به زراندودى و حيله‌گرى اكتفا ميكنند بدينسان كه يا آشكارا به زراندود كردن فلزات ميپردازند مانند اينكه فلز سيم را به زر يا مس را به سيم مىاندايند و يا سيم و زر را به نسبت يك يا دو يا سه قسمت با فلز ديگرى در مىآميزند و يا بنهان كارى ميپردازند و بطور صناعى از ميان فلزات اشيائى شبيه زر و سيم ميسازند مانند سفيد كردن مس و نرم ساختن آن به وسيلهء جيوهء تصعيد شده . آن وقت به جسمى فلزى شبيه به سيم مبدل مىشود و جز صرافان ماهر نميتوانند آن را باز شناسند و اين نيرنگ‌سازان از سيمهاى تقلبى خود سكه‌هائى ميسازند و آنها را در ميان مردم رواج ميدهند و با نيرنگ سازى و اشتباه كارى بر مردم مهر سلطان را هم بر روى سكه ميزنند اين گروه از لحاظ پيشه فرومايه‌ترين مردم‌اند و بدفرجامترين كسان نيز بشمار ميروند ، زيرا آنها به نيرنگ بازى اموال مردم را ميربايند چه اين